تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 25 بهمن ماه سال 1390

شکست تجربه فدرالیسم قومی در عراق

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 3:53 PM


سالار سیف الدینی

پس از حمله امریکا به عراق و گشوده شدن فصل دیگری در تاریخ این کشور،قانون اساسی آن بر اساس فدرالیسم قومی تدوین شد. بیشتر کشورهای فدرال از الگوی قومی پیروی نمی کنند،تنها جوامعی خاص و گاه بحران زده این تقسیم بندی را می پذیرند. ولی هنوز دو ماه از خروج نیروهای امریکایی از عراق نمی گذرد که در غیاب آنان زمزمه هایی از دولت محلی اقلیم کردستان در خصوص احتمال اعلام استقلال شنیده می شود. امریکا آمد و رفت ولی ورود و خروجش سر منشاء تحولات ساختاری شد.

پس از برپایی فدرالیسم در عراق در کشور ما نیز برخی از جریان ها از لزوم انتخاب نظام فدرالی سخن گفتند و بدون مطالعه موضوع و تجربه دیگر کشورها،بنا را بر این اصل گذاشتند که گویا تمام نظامات فدرال،مانند عراق برمبنای مرزهای قومی شکل یافته اند.صرف نظر اینکه تجویز کنندگان این روش،فدرالیسم را به خوبی نشناخته و بدون مطالعه و تامل کافی در این خصوص نظر می دهند و صرف نظر از اینکه ایران یکپارچه نیازی به چنین تقلید مضحکی ندارد،اکنون صدای شکستن بنیانهای سست آن را در عراق می شنویم. شاید برای کشوری غیر طبیعی همچون عراق که نه بر اساس اراده عده ای از مردم،بلکه به خواست انگلستان پس از جنگ اول ایجاد شده بود،فدرالیسم بهترین شیوه کشورداری می توانست باشد،اما فدرالیسم قومی، هرگز!

مدعیان فدرالیسم در ایران که با تقلید از عراق الگویی قهقرایی را به ما نشان می دادند، فدرالیسم را هدف غایی می پنداشتند،ولی باید پرسید،اکنون که این الگو در حال فروپاشی است و لااقل یکی از طرفین هیچ تعهدی نسبت بدان احساس نمی کند،هنوز به درستی چنین راه حلی میتوان باور داشت؟

اندکی صریح تر باشیم.احتمالا بارزانی نیز از ابتداء در اندیشه جداسری از عراق بود اما زمینه های شکل گیری چنین اقدامی را مفقود می دید. معمولا گام اول تجزیه یک کشور، فدرالیسم است.زیرا به هر حال تحدید حاکمیت ملی به نحوی کمرنگ تر محسوب می شود. همه اینها در شرایطی است که اقلیم،در قانون اساسی فعلی،جایگاه و موقعیتی دارد که چیزی بیش از فدرالیسم است.حق وتو،حق داشتن نیروهای مسلح،وزارت خارجه و امکان تصمیمات گسترده در زمینه های اقتصادی و... که هیچ یک در سایر نظام های فدرال اجازه داده نمی شود. عراق از این بابت یک استثناء بود. ولی با اینحال این تجربه دستکم در کلام شکست خورده است.

البته اینکه کردهای عراق استقلال یابند یا نه،حقی است مربوط به این مردم و فی نفسه حسن و قبحی ندارد،اما یک الگوی شکست خورده دیگر از مدل "فدرالیسم قومی" در برابر ما قرار می گیرد.اصولا هر تقسیم بندی که بر اساس قومیت و ریشه اتنیکی انسان ها انجام شود، دردسرآفرین و غیر عقلانی است.ملیت بر اساس قرارداد اجتماعی و یک خیر مشترک، شکل می گیرد، ولی قومیت به قول ماکس وبر، یکی آزار دهنده ترین مفاهیم است که بر اساس غریزه و جدای از اراده افراد و حتی گاه در برابر "فردیت" مردم صورت بندی می شود.

عصر پس از فروپاشی شوروی،دوران آزاد شدن غول «بنیادگرایی قومی» از شیشه بود. از بالکان تا قفقاز و آسیای میانه تا افریقا،توسعه و دموکراسی را تهدید می کرد. بنیادگرایی قومی در هر جا که قدم نهاد، پیشداوری و حب و بغض را جایگزین،منطق و خردورزی کرد، هیچ جامعه ای از آن مصون نماند،و کشتار و ترور جایگرین،توسعه و دموکراسی شد.عقب افتاده ترین مناطق در کشورها،مناطقی هستند که بنیادگرایان قومی به شدت در آن فعالیت می کنند و حضور دارند.انسان ها برای رسیدن به توسعه نیازمند عبور و فراموش کردن ریشه های خیالی خونی و تعلقات خاص گرایانه و اندیشیدن به هدفی والاتر به نام کشور و ملت می باشند.

 متاسفانه در اطراف و اکناف کشور ما تعداد مرزها و دولت هایی که بر اساس قومیت پدیدار می شوند در حال افزایش است،جدای از تهدیدات امنیت ملی، چنین روندی برای ما خوشایند نیست زیرا پس لرزها و تاثیراتش به ایران نیز می رسد و سبب بازتولید گفتمان بنیادگرایی قومی می گردد.بنیادگرایی از هر گونه، به ویژه قومی برای جامعه ای به مانند ایران که خواستش دموکراسی و توسعه بیشتر است،سمی مهلک محسوب می شود.اما هنوز به دهها دلیل می دانیم که ایران، ترکیه و عراق نخواهد شد.

 

جمعه 16 دی ماه سال 1390

گفتگوی خیلی خوب و پرمحتوای چشم انداز ایران با احسان هوشمند

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 4:10 PM

ملیت، هویت و فدرالیسم

گفت‌وگو با احسان هوشمند


دو ماهنامه چشم اندازه ایران

 شماره 70 آبان و آذر 1390

امروزه نهاد دولت ـ ملت از دو زاویه مورد تهدید  قرار می‌گیرد؛ از بیرون به‌وسیله جهانی‌شدن و از درون به‌وسیله برجسته‌کردن گروه‌های خُرد و فرو-ملی که هر یک ممکن است خواستار خروج از حاکمیت ملی یا تحدید آن در منطقه مورد ادعای خود باشند. به نظر نمی رسد در ایران چنین وضعیتی حکمفرما باشد و جدا از دخالت‌های خارجی در حوزه اقوام، نگرانی خاصی حس نمی‌شود، ولی در کل دو تحول بزرگ در دو دهه گذشته تأثیر زیادی بر هویت ملی و به دنبال آن امنیت ملی در کشور ما داشته است: نخست فروپاشی شوروی و دیگری اشغال عراق و برپایی نظام فدرالی در این کشور. آنچه در زیر می‌آید حاصل گفت‌وگو با احسان هوشمند، جامعه‌شناس و کارشناس مسائل هویتی بویژه در حوزه کردستان است.

 

پیش از ورود به بحث با توجه به این که گفت‌وگو را پیرامون چند فرهنگ‌گرایی ادامه خواهیم داد شایدبهتر باشد شناسایی و تعریف درستی از مقوله قومیت در معنایethnicity  داشته باشیم. با عنایت به تعاریفی که از این فرایافت در چند دهه گذشته در غرب شده، آیا چنین پدیده‌ای در کشور ما قابل شناسایی است یا نه؟ یعنی اگر آن‌گونه که در مطالعاتی که در غرب انجام شده، قومیت را به معنای تفاوت‌های فیزیکی و جسمانی بگیریم می‌تواند در ایران مبنای تقسیم‌بندی باشد؟

 ●●نزدیک به 7 دهه است که به طور جدی درباره قومیت (به معنای اتنیک) که یکی از مباحث نوین در حوزه علوم انسانی است مطالعه می‌شود و در ایران دو دهه‌ای است که به آن توجه می‌شود، هرچند هیچ رشته دانشگاهی و یا دپارتمان علمی مستقل در این حوزه وجود ندارد. باوجود عمر کم این حوزه، آثار متعددی به صورت مجلات و کتاب‌های معتبر منتشر می‌شود و به زبان فارسی هم کم و بیش آثاری منتشر شده است.

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 23 شهریور ماه سال 1390

BBC , VOA  و تبلیغ فدرالیسم

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 12:06 PM

همانطور که آگاهید مدتی است بی بی سی و صدای امریکا احتمالا بر اساس سیاست های جدید به دنبال تبلیغ عدم تمرکز از نوع تضعیف حاکمیت در کشور هستند. به این واسطه افراد بی سواد و ناآگاهی را در این خصوص به برنامه هایشان دعوت می کنند که هیچ مطالعه علمی و جدی در مورد فدرالیسم و یا خودمختاری و... ندارد.

برخی از نویسندگان و فعالان سیاسی داخل کشور طی مقاله ای به این رویه اعتراض کرده و تبعات آن را به این کانالها گوشزد کرده اند. سایت روزآنلاین،جمهوری خواهی و... نیز به این موضوع پرداخت کرده و نوشته های خوبی در این خصوص منتشر کرده است. یکی از همین نوشته ها را که به موضوع فدرالیسم قومی هم در آن اشاره رفته در ذیل می آوریم.


_______________________________________________________________________


الزامات ایرانی بودن را رعایت کنید



تیرداد بنکدار


بیش از یک دهه از پیدایش و آغاز به کار کانال های تلویزیونی فارسی زبان در خارج از کشور می گذرد. این کانال ها تاثیرات مستقیم و غیر مستقیم،مثبت و منفی خود راداشتند و کارکردهایشان از اهداف اولیه و تصورات نخستین فراتر رفت و به تضمن و حاشیه نیز کشیده شد.

تلویزیون ها و حتی رادیو ها که در این نوشتار" رسانه" خوانده خواهد شد با سیاست های تعیین شده قبلی تلاش داشتند اهداف مورد نظر مدیران را به مرحله تحقق برسانند و طبیعتا خروجی این نهادها نیز بر اساس همان اهداف و سیاست ها در دسترس مخاطب قرار می گیرد.

متاسفانه در یکی- دو سال گذشته به ویژه در دو ماه اخیر شاهد دگرگونی رویکردها در برنامه های این رسانه ها بودیم که احتمالا از عدم درک منافع و مصالح بلند مدت مردم ایران (مخاطبان) ناشی می شود. این رسانه ها به ویژه تصویری،با برجسته سازی شکاف های قومی به طرز نامناسبی برنامه ها و میزگردهای جهت دار و یک طرفه ای را با حضور عناصر قومیت گرا ترتیب دادند که که در نهایت به تضعیف یکپارچگی ملی (National cohesion) و دست کاری ساختارهای هویتی می انجامد.


بدیهی است هر دولت- ملتی بر اساس یک سری ارزش ها و اولویت های سیاسی-هویتی تشکیل می شود و مردم،نهادهای مدنی،نخبگان و روشنفکران و... سعی می کنند با دفاع از این ارزش ها موجودیت ملی را حفظ و یا تقویت نمایند. دولت-ملت ما نیز بر اساس ارزش های اولیه و خطوط قرمزی شکل گرفته است که تضعیف یا تعرض بدان مساوی با تضعیف موجودیت ملت خواهد بود.

هویت و حس ملی، سرمایه و دارایی اضافی است که در کشورمان خارج از اراده حکومت مندان و اصحاب قدرت در سده پیش شکل گرفته و در دوران معاصر بازتعریف و مدون گردیده است.ایرانیان به عنوان یکی از معدود ملت های کهن – به روایت ناظران خارجی- دارای حس ملی و نظام ارزشی معطوف به "ملیت"  بوده اند و توانسته اند موجودیت خود را به همین واسطه حفظ کنند. این سرمایه (حس ملی) پس اندازه و پشتوانه ای ارزشمند است که مردم ما به هنگام مواجهه با بحران ها و احساس خطر بدان رجوع می کنند و جنگ هشت ساله با عراق و زلزله بم نمونه های اخیر آن به شمار می روند.

ولی با کمال تاسف امروز شاهدیم که رسانه های شاخص فارسی زبان اعم از دو تلویزیون شناخته شده و برخی رادیو ها از طریق مصاحبه ها و میزگردها و برخی اخبار و ... در حال تعرض به این دارایی اند.شاید سودای مبارزه با جمهوری اسلامی "به هر قیمت" باعث شده است این رسانه ها برنامه هایی را در خروجی خود قرار دهند که :

۱- آکادمیسین ها و کارشناسان مسایل هویتی در آن غایب اند و فعالان سیاسی و مجریانی که وورد مناسبی در مباحث هویتی ندارند به بحث در مورد یکی از پیچیده ترین مفاهیم می پردازند.

۲- بسیاری از عناصر واگرا که در پیشینه خود ایران ستیزی و مجادله با تمامیت ارضی را دارند به عنوان فعال مدنی و یا هویت طلب و شرم آورتر از همه فعال ملی آذربایجان، کردستان و... توصیف می شوند و تولید ادبیات واگرایی و نفرت در سطح میلیونی صورت می گیرد.

۳- احزاب و سازمان های واگرا و یا نمایندگان آن ها به عناوین مختلف مورد خطاب قرار می گیرند که این عمل به صورت ضمنی سبب ایجاد مشروعیت و رسمیت برای این عده می گردد. این در حالی است که در اغلب موارد کارشناس یا مهمانی از طرف مقابل در برنامه حضور ندارد تا به صورت جدی به «ادعاها»ی مطرح شده پاسخ دهد.

۴- در یک تحلیل کلی، بیشتر این برنامه ها حاوی روایت هایی است که با غیریت سازی های نادرست ممکن است فرصت را از مشارکت همه ایرانیان در مسائل حساس و سرنوشت ساز سلب نماید.به نظر می رسد رسانه های ایرانی خارج کشور در میان دو تناقض قرار گرفته اند : تمایز و ادغام.  

فرآیند نخست نهادهای جامعه را به سوی خاص گرایی،کنترل قبیله ای و پدرسالارانه رهنمون می کند و طی آن کنترل نهادهای مدنی بر جامعه بسیار کم می شود ، عضویت در جامعه بر اساس معیار قومیت و وابستگی های ماقبل مدرن صورت بندی می گردد و مرزهای دولت-ملت به محدوده ی استان ها و ایالات فروکاسته می شود. ولی فرآیند دوم عام تر و معطوف به یک خیر مشترک است و ارتباط بیشتری با نظام های اعتقادی مدرن و مفاهیم وحدت بخش همچون هویت،امنیت،بهداشت، آموزش و پرورش و توسعه دارد .

 

***

فرهنگ های ملی از تاثیر متقابل تجربه های تاریخی و حافظه جماعتی که ملت می نامیم اش به وجود می آید اما عرضه ی خرده فرهنگ ها به عنوان "قومیت ها"، ناشی از رقابت های سیاسیونی است که نمی توانند در میدان بزرگ تری به نام عرصه سراسری و ملی با سایر نخبگان به رقابت بپردازند.این مقوله (فرهنگ قومی) برساخته ای است که سعی دارد مفهوم ملت به خود گیرد و ردای فرهنگ ملی به تن کند در عین حال برای اینکه شروع به کار کند ناگزیر از بیگانه سازی هم میهنان است.

مفهوم هویت و شاخه های آن موضوعی بسیار پیچیده و بلند است و طبعا هر کسی صلاحیت اظهار نظر در خصوص آن را ندارد. ولی در کمال شگفتی شاهدیم که برخی تلویزیون ها حتی در "برنامه طنز هفتگی" خود سعی می کنند طی 7 دقیقه و آن هم از طریق یک فعال سیاسی که میزان احاطه اش در بحث شدیدا محل تردید است، به موضوع ورود پیدا کرده و علامت های سوال زیادی را در ذهن مخاطب ایجاد نماید،بدون اینکه به عواقب چنین رویه ای واقف باشند!

یکی دیگر از همین کانال ها به بهانه خنثی سازی گروه تروریستی پژاک زمین مناسب را برای اصدار گزاره های تبلیغاتی چون فدرالیسم،خودمختاری و ستم قومی برای اعضای احزاب کومله و دموکرات فراهم می سازد و با ترتیب دادن پرسش هایی در برنامه ای که بینندگان از طریق تلفن می توانند در آن حضور یابند، مطالبات خودمختاری یا استقلال را برای جامعه کردی ایران مفروض می گیرد.بدون اینکه به این مهم توجه داشته باشد که کردهای ایرانی به قدری با سایر هم میهنان خود قرابت تاریخی،فرهنگی و قومی دارند که در نزد بیشترشان در چنین تمایلاتی اعتبار ندارد. مطرح کردن توسعه نیافتگی مناطق پیرامونی به علل ناشی از تبعیض قومی و... مسائلی است که هیچگاه از حد «ادعا» فراتر نرفت و مدعیان نیز نتوانستند تا کنون با استناد به مدارک و اسناد آن را به مرحله «اثبات» برسانند.

از سوی دیگر توسعه مناطق پیرامونی با عبور از «خاص گرایی» ممکن است که اتفاقا هم برنامه سازان رسانه ها و هم فعالان قومی بدان دامن می زنند.

قومیت، اجتماعی است غریزی و ابتدایی که فرد بدون «اراده و حق انتخاب» در آن حضور می یابد. اما ملت اجتماعی است عقلایی ، بر اساس انتخاب آگاهانه و بر مبنای شعور جمعی.  بنابر این صلاح جامعه ایرانی که توسعه و دموکراسی را اراده کرده در واگرایی و قهقرا نیست. سیاست ها و راهبردی های قومیت گرایی توسط فرایندهای سه گانه پالایش فرهنگ بومی،عمومیت یافتن ایده برگزیدگی قومی و قلمرو بخشی به خاطر جمعی تقویت می شوند و می توان نشانه های هر یک از فرایندهای خطرناک را در گفتار سیاسی ایشان ردیابی کرد. این خصوص خود حساسیت بیشتری در مورد تحلیل محتوا گفتار این عده را طلب می کند.

توصیه ما به مدیران و برنامه سازان رسانه ها این است که اگر تولیدات خود را برای ایران و ایرانیان فراهم می کنند و اگر خود را بخشی از ملت می دانند پیش از هر چیز الزمات ایرانی بودن را فراموش نکنند و بدان پایبند باشند.خروجی "رسانه ها" (به ویژه تصویری) ممکن است در میان مدت به شکل گیری «جامعه تصوری» در میان گروه های جمعیتی مختلف بیانجامد. رسانه نقش مهمی در پارادایم سازی و ذهنیت دهی به شهروندان دارد. تلویزیون های فارسی زبان که مخاطبان عام تری دارند نباید از اعتماد بینندگان سوء استفاده کرده و ذهنیت خلاف مصالح ملی را به آنان تلقین نمایند.

پایمال کردن ارزش های ایرانی سودی برای افراد دموکراسی خواه و صلح طلب ندارد. اگر تساهل و مدارایی که خاص فرهنگ ایرانیان است با حساسیت زایی های رسانه ها تبدیل به تعصبات سخت گیرانه شود آن چه که در میان قربانی خواهد شد دموکراسی و حقوق بشر است.کارکرد مصاحبه ها و میزگردهای رسانه هایی چون بی بی سی و صدای امریکا با عناصر قوم گرا تقسیم شهروندان به ترک-فارس-کرد و...و هم چنین «غیریت سازی» از هموطنان و خودی هاست.اگر این رسانه ها دغدغه دموکراسی و حقوق بشر دارند حتما می دانند که از درون گفتمانی که گروه های نفرت (hate groups) – که مایل اند خود را نمایندگان سیاسی مناطق پیرامونی وانمود کنند- تولید می کنند دموکراسی و لیبرالیسم زاده نمی شود. دوستانی که دغدغه حقوق بشر دارند و این مصاحبه ها و برنامه ها را به نام دفاع از حقوق بشر ترتیب می دهند حتما پیش از هر کسی می دانند که چه در منشور سازمان ملل متحد و چه در بیانیه جهانی حقوق بشر نامی از اقلیت ها و قومیت ها قید نشده است. این رویکرد تنظیم کنندگان اسناد به دلیل پرهیز از هر گونه منازعه قومی (همانند دو جنگ جهانی که به نام دفاع از اقلیت های ملی در لهستان و بالکان و...شروع شد) بود. این دو سند از منسوبان اقلیت ها می خواهد که حقوق خود را در قالب حقوق شهروندی و فردی پیگیری کنند و از سوی دیگر بهانه ای به دست گروه های قومگرا جهت به چالش کشاندن فردیت و حق انتخاب نداده باشند.

 فعالان حقوق بشر حتما می دانند که منشور سازمان بر حقوق «ملت ها» تصریح دارد و دو بار صریحا از حق "حاکمیت ملی"  (ماده ۱ بند 2 و ماده 55 بند 1) سخن گفته است. این منشور هر گونه اقدام برای نفی حاکمیت دولت ها را ممنوع کرده و دولت ها را محق می داند از همه اقداماتی که به وحدت ملی و یکپارچگی سرزمینی آن خدشه وارد می کند جلوگیری نماید.

اما گزاره هایی که توسط فعالان قومی یا حقوق بشری از طریق رسانه ها مطرح می شود نه تنها نسبتی با موازین حقوق بشر ندارد، بلکه بر خلاف آن رویکردی است که قومیت را مانع بروز فردیت می داند.به وارونه ی آن چه مطرح می شود فعالان قومی نه تنها با آن چه که آن را نژادپرستی (ادعایی) می دانند تقابل ندارند بلکه خود نژادپرستانی بالقوه هستند که فعلا امکان و ابزار بروز تمایلاتشان  را ندارند ولی آمادگی روانی دست یازی به هر گونه خشونت علیه سایر هم میهنان را دارا هستند. یکی از پیامدهای ناسیونالیسم قومی بازتعریف،باز آموزش و بازتولید قومیت ها و سیاسی کردن فرهنگهای محلی و خرده فرهنگها است. آن ها با تبدیل هویت های فروملی به ملیت ها در نهایت قصد خروج از حاکمیت ملی و تشکیل دولت ملی جدید را خواهند کرد و بدتر از همه در پی تصفیه اجتماع جدید از عناصر بیگانه برخواهند آمد و یا بر سر کسب قدرت و رقابت های درونی هزاران تن را قربانی خواهند کرد. ما تجربه شمال عراق و جنگ های داخلی میان کردها در میانه های دهه 90 که طی آن دست کم دوهزار تن کشته شدند را پیش رو داریم. در کشوری مانند ایران که تار اقوام در پودشان تنیده، آیا چنین روندی می تواند منجر به توسعه و دموکراسی گردد؟ این در حالی است که جامعه ما صد سال قبل با عبور از چنین خاص گرایی هایی  و  با بازتعریف خویش، دولت – ملت جدید خود را به وجود آورد،دامن زدن به این مسیر قهقرایی توسط رسانه ها به چه معناست؟

ما امیدواریم رسانه های فارسی زبان خارج از کشور پیش از هر چیز به ایران و مصالح آن بیاندیشند و در خصوص مسائل ملی مسئولیت بیشتری به خرج دهند. از دید ما حقوق بشر،حقوق شهروندی و حق حاکمیت ملی در کنار هم معنا پیدا می کنند و هیچ یک از این سه در تعارض یا تقابل با یکدیگر نمی باشند. به این لحاظ رسانه های فارسی می توانند بدون تعرض به وحدت ملی، ایجاد جامعه تصوری و تکه تکه کردن ایرانیان با تاکید بر حقوق فردی و شهروندی مسائل مورد علاقه خویش را پیگیری نمایند. در کشور هیچ شهروندی دگرِ سایرین نیست. در جهان مدرن و دموکراتیک ضمن احترام به همه گوناگونی ها، قومیت به حوزه خصوصی افراد مربوط می شود و امری شخصی است.

نحوه اطلاع رسانی و برنامه سازی رسانه های فارسی به ویژه در حوزه تصویر در هفته اخیر بسیاری از روشنفکران و دلسوزان کشور را نگران ادامه این روند نموده است. همکاری با کسانی که مسئولیت کافی در گفتار خود نسبت به ایران احساس نمی کنند و تا کنون حسن نیت خود نسبت به تمامیت ارضی را به اثبات نرسانده اند نگران کننده و اضطراب آفرین است.

ما امیدواریم رسانه های فارسی، مدیران و برنامه سازان آن ها با درک منافع ملی، مصلحت ایران را بالاتر از هر چیزی در نظر بگیرند و ملیت را فراتر از درگیری های سیاسی نگهدارند. از  یاد نبریم تا زمانی که سیاسیون ایرانی نتوانند در یکسری از مسائل مشترک همچون یکپارچگی سرزمینی و و یک کشور-یک ملت بودن به اشتراک نظر برسند هرگونه کنش سیاسی نیز با اخلال و اختلاف مواجه خواهد شد.

چهارشنبه 22 تیر ماه سال 1390

سخنی دیگر در مورد فدرالیسم

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 2:43 PM


دکتر محمدرضا خوبروی پاک

گفتار خود را نخست با یک حکایت و سپس یک دیباچه و تاریخچه ای از فدرالیسم آغاز می کنم. پس از آن به تعریف لغوی، ذکر اصول وتحولات فدرالیسم و رابطه آن با دموکراسی می پردازم. سرانجام نقش اکنونیان و علت طرح فدرالیسم را مورد بحث قرار می دهم.



درسال 1983، در دانشگاه لوزان به جزوه ای دسترسی پیداکردم که بوسیله یکی از رهبران دست راست افراطی ایالات متحده آمریکا، که امروزه به نام نومحافظه کاران در عرصه قدرتند، نوشته شده بود(1). دراین جزوه نظام جمهوری فدرال را برای ما تجویز کرده بودند و پیش نویس قانون اساسی هم در پیوست آن بود. 

من در آن زمان، درباره جمهوری مهاباد، سال های 1944 تا 1946 میلادی، تحقیق می کردم. یادم می آید که در آن سال ها هم چپ باستانی ایران، هم سید ضیا الدین طباطبائی و هم رادیوی بی بی سی همه و همه از ملت و ملیت های ایرانی سخن می راندند و سید ضیا در آرزوی تشکیل ممالک متحده ایران بود. 
امروزه، ما چنین تفاهمی را در میان چپگرایان و راستگرایان می بینیم. افزون بر محافظه کاران دست راستی، چپگرایان ما نیر همه فدرالیست های دوآتشه شده اند. نظام حاکم هم که مانند همه نظام های خود کامه، نیاز به دشمن واقعی یا خیالی دارد؛ نه تنها پاسخی برای خواست های اقوامی ایرانی ندارد بل، به چنین آتشی دامن هم می زند. 

در بیرون از ایران، خود خوانده نخبگان محلی، آن چنان راجع به گروههای گوناگون قومی و اقلیت بودن آنان داد سخن می دهند که دیدار با ایرانیف غیروابسته - به گروه قومی و یا اقلیتی- کم کم، دارد به آرزوئی حسرت آور تبدیل می شود(2). به این ترتیب به جای گستردگی فضای تاریخی - اجتماعی خود روز به روز داریم آن را محدود و محدود تر می کنیم تا ایرانی و هم میهن ایرانی نایاب شود وتا دلتان بخواهد هم شهری، همزبان، هم قوم و هم قبیله ای داشته باشیم. من، با یادی از احمد شاملو:« همه ترس من از زیستن در سرزمینی است» که در آن پیش بینی کارل پوپر بواقعیت به پیوندد که گفته بود: «هر چه تلاشف برای برگشت به دوران قهرمانی جامعه ایلی افزایش یابد؛ تفتیش عقاید، پلیس مخفی و گانگستریسمی که صورتکی رومانتیک برچهره دارد افزوده می شود».

ادامه مطلب ...
چهارشنبه 22 تیر ماه سال 1390

معرفی کتاب نقدی بر فدرالیسم از دکتر محمد رضا خوبروی پاک

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 1:38 PM

نقدی بر فدرالیسم : مفاهیم علوم اجتماعی

کتاب نقدی بر فدرالیسم اثر دیگری از دکتر محمدرضا خوبروی پاک است که در واقع پیش از کتاب دو جلدی فدرالیسم در جهان سوم منتشر شده است. محمدرضا خوبروی پاک دکتری در حقوق بین الملل از فرانسه و عضو کمساریای سازمان ملل در خصوص اقلیت ها می باشد. 

در این کتاب فدرالیسم به منزله یک شیوه تفکر سیاسی و نیز راهنمای عمل از دو منظر تاریخی اجتماعی متفاوت مورد بررسی و نقد قرار گرفته است. یکی از منظر امکاناتی که در اختیار می‌گذارد تا جوامعی که به دلایلی نمی‌توانستند الگوی یک حکومت متمرکز را سرمشق خود قرار دهند، موفق به تشکیل دولت قانونی وتأسیس یک دولت ـ ملت بر اساس آن بشوند و دیگری از منظر محدودیت‌های این تفکر سیاسی اگر بخواهد به مثابه روشی جهانشمول جهت تبیین روابط پیرامون ـ مرکز در دولت ـ ملت‌هایی که موجودیت‌شان را مدیون تاریخ و فرهنگ خویش هستند به کار گرفته شود. بررسی موردی ایران به عنوان شاهدی بر این محدودیت و به عنوان کشوری که به راه‌حل‌هایی خواناتر با فرهنگ و تاریخ خود برای روابط نامبرده دست یافته است، از مهم‌ترین فصول کتاب حاضر است.

 کتاب حاضر از سوی نشر شیرازه منتشر شده است.

یکشنبه 18 اردیبهشت ماه سال 1390

نمایشگاه کتاب

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 11:59 AM

کتاب فدرالیسم در جهان سوم نوشته دکتر محمد رضا خوبروی پاک یکی از بهترین آثار و شاید کامل ترین اثر پژوهشی با رویکرد تطبیقی در کشورمان باشد که به موضوع فدرالیسم در کشورهای دیگ پرداخته است.

خوبروی پاک در این اثر دو جلدی تلاش کرده است تا تجربه دیگر کشورهای فدرال جهان سومی را مورد مطالعه قرار دهد. وی که خود حقوقدان است تا کنون چند اثر بسیار ارزشمند در این حوزه به چاپ رسانیده است. کتاب اقلیت ها، نقدی بر فدرالیسم و فدرالیسم در جهان سوم از آثار ارزشمند این محقق برجسته ایرانی ساکن فرانسه می باشد.

جالب اینجا است که مدعیان فدرالیسم تا کنون هیچ مقاله و کتاب علمی معتبری به زبان فارسی در این مورد منتشر نکرده اند و تنها به عنوان مدعی و هوادارا سینه چاک ولی بی سواد فدرالیسم در صحنه حضور دارند. آنان نمی توانند در مجاممع فرهنگی و دانشگاهی ادعاهای و دیدگاه های خود را ارائه کرده و از آن دفاع نمایند.

به همه دوستانی که در این حوزه فعالیت یا پژوهش می کنند پیشنهاد می شود که امثال این کتاب را از نمایشگاه کتاب تهران (نشر هزار کرمان) تهییه نمایند و مطالعه کنند.

چهارشنبه 20 بهمن ماه سال 1389

تحشیه ای بر کتاب فدرالیسم در جهان سوم

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 11:47 AM



جنگ دوم خلیج فارس و اشغال عراق از سوی ارتش امریکا پیامد‌های دور و نزدیک فراوان داشت و یکی از آن‌ها برآمدن فدرالیسم به عنوان بخشی از برنامه سیاسی بسیاری گروه‌های سیاسی از قومی تا چپ بود. با هجوم امریکائیان و جدا شدن عملی و روز افزون کردستان عراق در دو دهه گذشته، ناگهان خواست‌های سازمان‌هائی مانند حزب کردستان ایران ــ جای گرفته و پشتیبانی شده "اقلیم کردستان" که دیگر چندان ارتباطی به بقیه عراق ندارد ــ از "دمکراسی برای ایران، خودمختاری برای کردستان" درگذشت و به فدرالیسم برای ایران رسید و واژه‌های خلق و قوم که تا آن زمان بر ادبیات آن گروه‌ها چیرگی داشت جایش را به ملیت، و به تندی، ملت داد و ملت ایران از واژگان آنان پاک شد و ملیت‌ها و ملت‌های ایران، همه بر گرد زبان، جایش را گرفت. به پشتیبانی حزب دمکرات کردستان گروه‌های دیگری به نمایندگی خود اعلام کرده‌ی ”ملت" های عرب و ترک و بلوچ و ترکمن در کنگره ملیت‌های ایران گردآمدند و بازار تاریخ بافی و ملت‌سازی، و تنور کینه و نفرت از قومی تا حد نژادی گرم شد.
پایه‌های نظری این تلاش‌ها که نیازی به نشان دادن دست‌هائی از بیرون ایران در آنها نیست یکی حق دمکراتیک هر ملت برای تعیین سرنوشت است و دیگری یکی شمردن ملت و زبان، و زبان به عنوان عنصر کمابیش منحصر ملیت. در کنار آنها پاره‌ای محافل نزدیک به نئوکان‌های امریکائی، از حقوق سیاسی اقوام، و ایران به عنوان شرکت سهامی که هر کس دلش بخواهد می تواند سهم‌ش را بردارد و برود، نیز دم می‌زنند. آن نئوکان‌ها در رویاروئی‌شان با
جمهوری اسلامی، به نفی ایران رسیده‌اند که گویا با یا بی جمهوری اسلامی به هر حال بیش از اندازه بزرگ است .

"فدرالیسم براساس ملیت در ایران ... [که] مناطق جغرافیایی ملیت‌ها [هرکدام] یک واحد فدرال را تشکیل بدهند" از سوی سازمان‌های قومی نه تنها به عنوان پاسخی به مسئله "ستم ملی" بلکه تنها راه رسیدن به دمکراسی در ایران جلوه داده می‌شود. این سازمان‌ها به ضرب تکرار و با بی اعتنائی به استدلال‌ها و راه حل‌های دیگر می‌کوشند فدرالیسم را در میان نیرو‌های محالف جا بیندازند. آنها نه تنها پاره‌ای عناصر فرصت طلب را جلب کرده‌اند.

ادامه مطلب ...
شنبه 16 بهمن ماه سال 1389

سخن نخست

نوشته شده توسط وبلاگ گروهی در ساعت 11:57 AM

وبلاگ فدرالیسم در پی تبیین مبانی فدرالیسم و انطباق و مقایسه مباحث نظری آن با  نمونه های موردی کشورها می باشد. از دید نگارنده/نگارندگان فدرالیسم الگوی خوبی برای پیاده کردن آن در جامه ایران به شمار نمی رود. فدرالیسم(فدرال به معنی وحدت است) رهیافتی است که با الگوی آن، کشورهای و سرزمین های جد از هم با مردمانی متقاوت کنار یکدیگر زندگی کنند و در عین حال دشواری های آن را نیز دارد. فدرلیسم الگویی است از کثرت به وحدت یعنی برای تامین وحدت برای واحدهای سیاسی جداگانه الگو فدرالیسم سودمند به شمار می رود زیرا از این طریق هم استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی آن واحدها تا اندازه زیادی تامین می شود و هم وحدت واحدها سیاسی با دولت مرکزی و هم چنین با یکدیگر.

ما فکر نمی کنیم  که الگوی فدرالیسم برای کشورهای چند قومیتی(مذهب،دین و یا زبان) یا چند نژادی یا چند فرهنگی بتواند مفید باشد. تجربه دیگر کشورها (هند، پاکستان،نیجریه،یوگسلاوی پیشین، اتیوپی و...) در این مورد چندان قابل توجه نبوده است. ایران کشوری است که سابقه تاسیس آن به عنوان یک واحد سیاسی جدی بیش از بیست و پنج سده می گذرد. بسیاری از پژوهشگران تاریخ و همچنین عرصه مسائل هویتی بر این باورند که در دوران ساساتی تصوری نیرومند از کیستی و هویت ایرانی (هویت ملی) در ایران پیدا شده بود. به همین ترتیب سابقه نام «ایران» به صورت امروزی به همین دوران می رسد. «ایرانشهر» نامی است که از دوران ساسانی به کشور ما اطلاق می شده است. ایران در دوران صفویه بار دیگر استقلال سیلسی خود را به صورت کامل و همه جانبه پیدا کرد و تا دوران قاجاریه که بخشی از ایران ضمن قراردادهای تحمیلی از مام میهن جدا شد این انسجام به ویژه در فلات مرکزی حفظ شد. در میانه ها و اواخر دوران قاجار وحدت سیاسی – نظامی در ایران تا اندازه ی زیادی تضعیف شده  و شیرازه ی امور از هم گسسته بود. اما با روی کار آمدن پهلوی اول انسجامی که نیازمند یک جامعه ی مدرن بودن به کمک روشنفکران و اندیشمندان و دیوان سالاران ایرانی به کشور بازگشت.

بنابراین ایران را نیازی به فدرالیسم آن هم از نوع زبانی یا قومی آنگونه که برخی از خارج کشور تبلیغ می کنند نیست. اولا در ایران معضل قومی/اتنیکی وجود ندارد زیرا ناسیونالیسم آن هم از نوع شوونیستی ! برای نظام جمهوری اسلامی، در اولویت نمی باشد. دوم در میان بدنه اقوام ایرانی شکافی دیده نمی شود و همه آن ها در کمال صلح و آرامش در کنار هم زیست می کنند و ویژگی های قومی یک فرد غالبا مبنای تصمیم و رفتار اجتماعی برای شهروندان نمی باشد. سوم اینکه در جوامع مدرن مباحث مربوط به هویت های قومی و محلی همواره کم رنگ می شوند و این روند طبیعی مسیر مدرنیزاسیون است که هویت های ملی و کلان برای شهروندان اهمیت بیشتری می یابند تا سایر هویت ها. آن گروه های قومی که دائم از بی توجی بدنه اقوام شان به هویت های محلی شکایت کرده و آن را نتیجه سیاست ها و برنامه ریزی های دولت سابق و لاحق می پندارند این مسئله را فراموش کرده اند.

ایران کشوری تازه تاسیس نیست که بافت جمعیتی آن یک نواخت باشد و بدنه اقوام آن در یک ناحیه ثابت جغرافیایی ساکن باشند. همواره جمعیت هایی از اقوام در میان سایر اقوام زیسته اند. ازدواج های برون قومی در ایران رواج زیادی دارد و بسیاری از خانواده های عقبه ای سایر شهرها به ویژه در پایتخت دارند. همچنین بسیار از خانواده های تهران ترکیبی از اقوام جداگانه هستند. شهرهای مانند کرمانشاه و ارومیه ،تهران بافت یکسانی ندارند و ترکیبی از چند قوم در آن زندگی می کنند. همچنین است شهر مذهبی قم و غیره. با توجه به این پیچیدگی ها و بسیاری دیگر که گفته نامد، تجویز فدرالیسم برای ایران شوخی بیش نیست.

ما در این وبلاگ تلاش خواهیم کرد در ضمن یادداشت های یادداشت ها و نوشته های کوتاه تولیدی نکات و مسائلی را در مورد مقوله فدرالیسم در معرض دیده خوانندگان و کاربران اینترنی ایرانی قرار دهیم. نوشته هایی که مستقیما از سوی ما (یک دانشجوی رشته علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی و یک دانشجوی رشته جامعه دانشگاه تهران) تولید می شوند اصل بر ساده نویسی و کوتاه نویسی است به گونه ای که خواندن آن از حوصله کاربران خارج نباشد. سایر مقالاتی که ممکن است از سوی دیگر نویسندگان تنظیم شده باشد و در راستای ما بحث ما سودمند محسوب شوند نیز در وبلاگ جای داده خواهند شد.

خوانندگان می توانند دیدگاه های خود را با ما در میان بگذارند.

abbas.tofargan9@googlemail.com